مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
284
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
باب دوازدهم : در ضمادها « 1 » و طلاها « 2 » ضمادى كه شكستگى را سود دارد : اقاقيا ، مغاث « 3 » ، صبر « 4 » ، خطمى ، گل ارمنى ، سريش « 5 » ؛ كوفته و بيخته ؛ به « 6 » آب مورد بسريشند « 7 » و ضماد سازند . ضمادى « 8 » كه معدهء ضعيف را قوت دهد : در « 9 » مصطكى ، مر ، افسنتين « 10 » رومى كوفته و بيخته ؛ با روغن گل بياميزد « 11 » و معده را بدان طلا « 12 » كند « 13 » . طلا از جهت گر : كندس ، زراوند طويل ، زردچوبه ، كبريت ، قنبيل ، قردمانا « 14 » ، اقاقيا ، افيون : از هر يك ده درم / زنجار : دو درم ؛ كوفته و بيخته ، به آب گل بسريشند و سركه ؛ و طلا كنند « 15 » . طلا كه بهق را ببرد : شيطرج هندى « 16 » ، عاقرقرحا ، تخم تربيزه ، كندس « 17 » ، خردل ، حرمل « 18 » : راستار است ؛ بكوبند و ببيزند و به « 19 » سركه بياميزند و در « 20 » آب « 21 » طلا كنند . طلا كه برص را سود دارد « 22 » : پوست بيخ كبر ، شيطرج هندى ، خربق سياه : از هريك « 23 » ده
--> ( 1 ) . م : ضمادات ؛ ضماد : به كسر اول ، مرهم ، دارو كه بر جراحت نهند . به اصطلاح اطبا ادويهء مطبوخ و يا مايع است كه قوام آن غليظ باشد و بر عضو گذارند . ( لغتنامه ) . ( 2 ) . م : + و خضابات ؛ طلا : به كسر اول ، دوايى رقيق كه بر عضو بمالند و چون ضماد محتاج بستن نباشد . ( لغتنامه ) . ( 3 ) . مغاث : به ضم اول ؛ بيخ درخت انار صحرايى است كه به عربى رمان البرى خوانند و نوعى از آن بغدادى و نوعى هندى است و آن سفيد به زردى مايل باشد . كوفتگى و شكستگى اعضا را نافع است . ( لغتنامه ) ؛ در ترجمهء فارسى قانون مفاث ضبط شده است ولى در قاموسها ديده نشده . ( ر . ك . قانون ، كتاب دوم ، ص 218 ) . ( 4 ) . م : - صبر . ( 5 ) . ل : سراش . ( 6 ) . م : با . ( 7 ) . م : بسرشند . ( 8 ) . م : طلى . ( 9 ) . م : صبر . ( 10 ) . ل : انستينى . ( 11 ) . م : بياميزند . ( 12 ) . م : ضماد . ( 13 ) . م : كنند . ( 14 ) . ل : مردمانا ؛ قردمانا : كرويا . ( 15 ) . م : - طلا از جهت گر . . . كنند . ( 16 ) . م : - هندى . ( 17 ) . كندس : به ضم اول و ثالث ، بيخ گياهى كه درون آن زرد و برونش سياه و مقوى است و مسهل و سفوف آن را چو به بينى كشند ، عطسه آورد . ( لغتنامه ) . ( 18 ) . حرمل : به فتح اول و ثالث ، اسفند ( لغتنامه ) . ( 19 ) . م : با . ( 20 ) . م : به . ( 21 ) . م : آفتاب . ( 22 ) . م : سودمند است . ( 23 ) . م : يكى .